توضیحات

سایکوسایبرنتیک : بخشی از کتاب

اگر بخواهیم در بخش انتخابی و اختیاری سرنوشت انسان سهم به سزایی قائل باشیم، مسلماً فرهنگ انسان است که نقش اساسی دارد. و از موضوعات مهم فرهنگ انسان تصویرهای ذهنی فردی و اجتماعی اوست. پدر، مادر، شوهر، همسر، مربی، معلم، خواهر و برادر اگر تصویر ذهنی‌اش انسانی مثبت، سازنده، فهیم و لایق و عاشق باشد، و این‌ها را در خود ایجاد کرده باشد درنتیجه تصویر ذهنی که تبدیل به شخصیت، رفتار، گفتار، عمل و عکس العمل می‌شود، تأثیر مثبتی بر دیگران خواهد گذاشت و برعکس اگر تصویر ذهنی انسان منفی و مخرب و نالایق و مردم‌آزار باشد، آثار منفی‌اش بر شخص و دیگران گذاشته خواهد شد. به‌خصوص در موضوع خانواده و کودک، در زندگی روزمره حقانیت تصویر ذهنی سالم بر ناسالم را مشاهده می‌کنیم. روانشناسان خانواده معتقدند تصویر ذهنی زن و شوهر از یکدیگر تعیین‌کننده سرنوشت زناشویی آن‌هاست. اگر زنی یا مردی از خود تصویر ذهنی مظلوم و یا از همسرش تصویر ذهنی ظالم داشته باشد و این تصاویر دور از واقعیت باشد، خدا می‌داند که چه بر سر این زندگی و کودکان بی‌گناه می‌آید.

یا مرئوس و رییسی که تصویر ذهنی‌شان از خود و دیگران ناسالم و نادرست است، به‌جای کار و خدمت به خلق، با یکدیگر جنگ تصاویر ذهنی دارند.

خلاصه به تمام کسانی که سلامت و آرامش را در همه‌جا غیر از درون خود جستجو می‌کنند.توصیه می‌کند به نقش مهم و پنهان تصویر ذهنی خود و دیگران توجه بیشتر داشته باشند و بینند که چگونه تصویر ذهنی ناسالم مثل خوره انسان را می‌خورد و وجودش را مسموم می‌سازد و حال‌آنکه تصویر ذهنی سالم به‌مانند ویتامین موجب تقویت جسم و روح انسان می‌شود و توان وی را در مقابل مشکلات و سختی‌های زندگی و روابط دشوار افزون می‌سازد. نظر به تجربیات عملی که از این نگرش در کارهای روانی در ارتباط با دانشجویان و مراجعه‌کنندگان و همکاران داشته‌ام، شروط اساسی کارسازی آن را بیان می‌کند، زیرا بدون این شروط، تغییر تصویر ذهنی امکان‌پذیر نیست و این بصیرتی است که فقدان آن خود نگارنده را سال‌ها به گمراهی در شیوه‌های کاربرد روان‌درمانی کشانده بود.

به‌طورکلی مهم‌ترین مشکل تغییر نکردن انسان درزمینه های روان چیست؟

  • عادت و شرطی‌های ناسالم
  • عدم اطلاع از روانشناسی «مشکل»
  • عدم توجه به اهمیت تمرین و تکرار

 

 

 

می‌دانید که در اهمیت قدرت عادت گفته‌اند که «ترک عادت موجب مرض است» مقصود این است که باید در انتخاب عادت‌ها بسیار مراقب باشیم که اگر گرفتار یک عادت ناسالم و مضر شویم، برای از دست دادنش مریض می‌شویم. چون قسمت اعظم شخصیت انسان ناشی از عادت‌ها و شرطی‌های اوست. چه سالم و چه ناسالم، چه درست، چه نادرست، بنابراین تصویر ذهنی ناسالم و نادرست متأسفانه در مبتلایان به آن، شرطی و عادت می‌شود و به همین دلیل با یک‌بار خواندن این کتاب و یا فهمیدن مطالب آن، این عادت‌های ناسالم از بین نمی‌رود مگر در مواردی که عادت تحت تأثیر تصویر ذهنی ناسالم نباشد. پس درک عادت‌های بد تنها در حکم مقدمه‌ای به‌منظور مبارزه با آن است، هرگز همه ی آن نیست و برای مبارزه ی نهایی و کلی باید مانند مراقبت از کودک نوزاد مواظب خود تصاویر ذهنی بود و از طریق تمرین و تکرار، با صبر و حوصله و پیگیری، به تغییر تصاویر نادرست و ناسالم پرداخت.

به خصوص باید به این نکته توجه کنیم که تصاویر نادرست و ناسالم تا زمانی که به‌طور قطعی ریشه‌کن نشوند حمله‌هایی می‌کنند و این حمله‌ها را هم می‌بایست فهمید و وقوع آن‌ها را اجتناب‌ناپذیر دانست و بخشی از مبارزه با تصاویر ذهنی منفی تلقی کرد. در خاتمه امیدوارم پدران، مادران، مربیان، معلمین، همسران جوان و هم‌چنین دانشجویان و کسانی که علاقه‌مند به خودشناسی و دگرگونی خود هستند بتوانند با درکی درست و مجموعه نگر از این کتاب به بهداشت روانی و سلامت فکری جامعه کمک کنند تا از اشتباهات و برخوردهای نادرستی که به خاطر نشناختن روانشناسی تصویر ذهنی در روابط با یکدیگر و در کار و به‌خصوص بر روی کودکان و نوجوانان مرتکب می‌شویم بکاهیم و سهم خود را در برقراری روابط درست انسان با خود، انسان با انسان و انسان باکار ادا کنیم.

 

                         

                                  دکتر عیسی جلالی